بازایابی بیمه چیست ؟

مقالات بیمه

بازایابی بیمه چیست ؟

بازاریابی، مجموعه ای از فعالیت هایی مانند برنامه ریزی، اجرای صحیح برنامه های تدوین شده ، بالندگی و توسعه، توزیع و گسترش برنامه های تدوین شده و ایده های بازاریاب خدمات یا کالا و ارائه خدمات پس از فروش است که رضایت خاطر مصرف کننده را در برداشته باشد.

سه شنبه 17 مهر 1397

بسیاری از مردم، حتی آنهایی که سروکارشان با فعالیت های بازاریابی است، فکر می کنند که بازاریابی یعنی تبلیغاتی که نتیجه آن فروش است. باید خاطرنشان نمود که مرزهای بازاریابی بسیار فراتر از دو عامل پیش گفته می باشد، و تبلیغات و فروش صرفا بخشی از این مجموعه فعالیت ها است.

اگر بخواهیم بازاریابی را تعریف کنیم باید بگویم که:

بازاریابی، مجموعه ای از فعالیت هایی مانند برنامه ریزی، اجرای صحیح برنامه های تدوین شده ، بالندگی و توسعه، توزیع و گسترش برنامه های تدوین شده و ایده های بازاریاب خدمات یا کالا و ارائه خدمات پس از فروش است که رضایت خاطر مصرف کننده را در برداشته باشد.

ذکر این نکته ضروری است که کلمه بازاریابی مشتق از بازار می باشد که در آن محل، کالا و یا خدمات بین فروشنده و خریدار رد و بدل می شود. در واقع تبادل کالا و خدمات زمانی واقعی تلقی می گردد که فروشنده محصول کالا یا خدمات با ارزشی را به خریدار عرضه می نماید و ارزش آنچه مبادله شده به فروشنده (عرضه کننده) پرداخت میشود.

ناگفته نماند تا زمانی که خریدار ارزش محصول را تایید نکند، مبادله ای صورت نمی پذیرد؛ به همین دلیل فعالیت های بازاریابی مدت ها قبل از این مبادله آغاز شده است. مرحله نهایی آن توافق بر سر خرید کالا و یا خدمات می باشد.

یکی از مشکل ترین و پیچیده ترین فرایندهای بازاریابی و یا به عبارتی چالش دراین زمینه، پیش بینی ودرک صحیح از نیازهای آینده افراد در هر گروه اقتصادی، اجتماعی و مذهبی است. به همین دلیل محققان بازاریابی به تجزیه و تحلیل نیازهای آتی می پردازند تا متناسب با عناصر تشکیل دهنده ی این نیازها در جوامع انسانی، دریابند که این توده های عظیم و با رده های سنی مختلف و درآمدهای گوناگون چه نیازی دارند و چگونه می توان کالا و یا خدماتی حسب نیاز آنان طراحی و تولید نمود. پس از درک و تشخیص این نیاز، محققین، تحقیقات و گزارش های تهیه شده خود را به سایر کارکنان شرکت عرضه می نمایند تا با همکاری نزدیک و کاربرد مهارت های فنی آنان بتوانند آن کالا و یا خدمات را طرح ریزی تولید، قیمت گذاری و به بازار عرضه نمایند تاهم شرکت به اهداف خود رسیده باشد و هم بازار، خریدار آن باشد. بنابراین فرایند بازاریابی شامل مراحل زیر است:

-        تشخیص و تعیین نیاز افراد و سازمان ها و درک صحیح از آن ها

-       طراحی، توسعه و قیمت گذاری کالا و خدمات که جنبه رقابتی در بازار داشته باشد.

-         اتخاذ شیوه مناسب برای توسعه و در اختیار گرفتن بخشی از بازار که در آن خریداران مورد نظر وجود دارند.

-         برای توسعه و اجرای اهداف بازاریابی، محققان این رشته

محققان این رشته به چهارمتغیر اساسی در این زمینه که می تواند ضامن موفقیت باشد اشاره می کنند. این چهار متغیر عبارتند از:

- تولیدات (کالا، خدمات)

- ارزش

- ترویج و تبلیغ

- ترویج و تبلیغ از طریق شبکه بازاریابی در سطح گسترده و بین افراد مد نظر و یا خریدارانی که این کالا و یا خدمات برای آنان طرح ریزی گردیده است.


بهتر است به طور خلاصه این چهار متغیر را تعریف کنیم.


تولیدات؛ به کالا، خدمات و یا اندیشه و طرح نوینی گفته می شود که فروشنده آن را به مصرف کنندگان به منظور تامین نیازهای آنان عرضه می کند.


ارزش گذاری؛ مابه ازا و یا وجهی است که مصرف کننده بابت استفاده و خرید کالا یا خدمت، پرداخت می نماید.


ترویج و تبلیغ، به کلیه فعالیت هایی گفته می شود که فروشنده انجام می دهد تا ارتباط لازم را با خریدار در راستای خرید و فروش کالا و خدمات انجام می دهد.

کلیه بخش ها و فعالیت های بازاریابی هماهنگ باهم به فعالیت می پردازند تا قادر باشند نیازهای مصرف کنندگان را پاسخ دهند. بنابراین برای دست یافتن به این مهم باید مکان، زمان و نوع مالکیت کالا و یا خدمات را در نظر گرفت که در این میان «کالا» شکل قابل لمس در زمینه تولید محسوب می شود در حالی که خدمات، مانند بیمه بخش غیرقابل لمس و نامریی تولید هستند.

واکنش شرکت های تجاری در قبال تغییرات جوامع انسانی اعم از سیاسی، اقتصادی، مذهبی و تکنولوژی و جذر و مدهای حاصل از آن، در قبال این تغییرات که هم برفروشنده و هم بر مصرف کننده مؤثر است، یکی از عوامل کلیدی موفقیت در فروش است. زیرا هر شرکتی که بتواند سریع تر تولیدات خود را با این تغییرات همسو سازد، موفقیت بیشتری چه در فروش و چه در تصرف سهم از بازار، کسب می نماید.


تاریخچه توسعه و گسترش بازاریابی

عوامل کلیدی بسیاری به توسعه و گسترش بازاریابی در دهه ۱۹۵۰ و بعد از جنگ جهانی دوم کمک نمود. بعد از جنگ جهانی دوم، درآمد سرانه مصرف کنندگان در آمریکای شمالی افزایش یافت. چون جنگی خانمان سوز را پشت سر گذاشته بودند و قبل از جنگ هم وضعیت بد اقتصادی باعث شده بود که نتوانند نیازهای خود را تأمین نمایند. اهم این نیازها، نیاز به اتومبیل های نو و جدید، منازل مسکونی و لوازم خانگی بود. در این فاصله سلیقه مصرف کنندگان هم تغییر یافته بود و به دنبال کالاهای نو و از طرفی با تکنولوژی پیشرفته تر بودند و به همین دلیل، نیاز مصرف کنندگان شکل جدید و تازه ای به خود گرفت . هر چه بازار مصرف پیچده تر می شد، رهبران تجاری وادار به انجام تحرکات تازه تری در زمینه ابداع و بکارگیری تکنولوژی های جدید می شدند تا بتوانند سهم بیشتری از این بازار متحول شده را به خود اختصاص دهند و کالا و یا خدمات بهتر را عرضه نمایند. رهبران تجاری دریافتند که برای موفقیت در این بازار دگرگون شده می بایست ضمن حفظ نوآوری و خدمات پس از فروش، به یک چرخش تاریخی هم دست زنند، یعنی این که از حالت محصول محور به حالت مشتری محور تغییر حالت دهند. یعنی تمرکز از روش فروش صرف کالاها به تامین نیاز مصرف کننده تغییر یافت. این تغییر در واقع سنگ بنا و پایه فعالیت های تجاری براساس فلسفه بازاریابی محور شد که ما امروزه از آن به عنوان اندیشه بازاریابی یاد می کنیم.

 

فضای اجتماعی بازاریابی

لازم است که از تئوری جدیدی که توسط پرفسور فیلیپ کاتلر" استاد دانشگاه «نورث وسترن » که یکی از چهره های شاخص بازاریابی استیاد کرد. او معتقد است که «یک شرکت با استفاده از روش جهت گیری بازاریابی اجتماعی (Societal Marketing Orientation)، فعالیت خود را بر یادگیری و شناخت نیاز مصرف کنندگان و پاسخگویی به آنان پایه گذاری می نماید اما در عین حال به مسئولیت های اجتماعی خود نیز پاسخ می دهد» .

 

بازاریابی، چالشی برای شرکت های بیمه و مؤسسات اقتصادی

شیوه عرضه کالا و خدمات، بعد از دهه ۱۹۵۰ و بعد از جنگ جهانی دوم متحول شد و تغییرات در شیوه ارتباطی، تکنولوژی، ترکیب جمعیتی و در آخر ارزش های معنوی و فرهنگی و سیاست جهانی باعث شده است که انسان درک نماید که جهان هم کوچکتر و هم متنوع تر شده است. با ورود به قرن ۲۱، صنعت بیمه بایک واقعیت انکار ناپذیری مواجه شد. واقعیتی که حاصل آن، عرضه کالای خاص و مشتری پسند و در عین حال بسیار گوناگون از طریق کانال های فروش مختلف بود. شرکت های بیمه باید موازنه ای بین چالش توسعه و گسترش جهانی و حفظ بازارهای فعلی ایجاد نمایند. فعالیت برای «ماندن» و «حفظ بقا» در یک فضای فوق العاده رقابتی باعث شده که ضمن کاهش ذخایر، عواقب دیگری مانند ادغام شرکت ها با یکدیگر به منظور مهندسی جدید فعالیت این شرکت ها پدید آید. عدم اعسارپذیری و شیوه های بازاریابی صحیح در بازار بیمه و مؤسسات مالی و اقتصادی باعث شده که برای مصرف کنندگان خدمات این دو بخش اقتصادی این سوال پیش آید که آیا این شرکت ها از سلامت اقتصادی برخوردار هستند؟ مدیران شرکت های بیمه با مسئولیت های جدیدی که ناشی از قوانین و مقررات نظارتی و اجرایی آنها می باشد، مواجه هستند. از طرفی وظیفه اخلاقی آنها حکم می کند که اخلاق حرفه ای را هم رعایت نمایند. زیرا تنها ملاک موفقیت، افزایش سهم بازار و یا سود دهی نیست، بلکه رعایت استانداردهای اخلاقی و حرفه ای در زمان فعالیت نیز بسیار با اهمیت است و تصمیم های گرفته شده در مورد بازاریابی یک سازمان اثر مستقیم بر موفقیت یک شرکت بیمه و یا مؤسسات مالی و اعتباری دارد. بسیاری بر این عقیده اند که به منظور ماندن در بازارهای آینده، هر مؤسسه تجاری باید فعالیت های خود را براساس شیوه تمرکز بر مصرف کننده (مشتری) وبر اساس خط مشی جهانی، انعطاف پذیری و دارا بودن قدرت ارائه خدمات برتر به مشتریانی که انتظارات آنان به تناوب در حال تغییر وتحول است، سازماندهی نماید و تولیدات جدید را به صورت مستمر به اطلاع آنان برساند.

 

برگرفته از کتاب : روش های بازاریابی و فروش بیمه های زندگی - تالیف: هادی دستباز

 

خبر نامه سایت پاکت

برای عضویت در خبرنامه پاکت و دریافت جدیدترین مطالب، ایمیل خود را وارد کنید