مدیریت ریسک چیست؟

مقالات بیمه

مدیریت ریسک چیست؟

بیمه یکی از ابزار های ممکن برای مقابله با ریسک می باشد و بیمه و بیمه اتکایی روشهای انتقابل ریسک محسوب می گردند. بیمه و بیمه اتکایی از ابزارهایی ضروری هستند تا ریسکهایی از طرف اشخاص حقیقی و حقوقی که مایل به نگهداری و تحمل آنها نمی باشند به بیمه گر منتقل شود بنابراین وظیفه بیمه و بیمه اتکایی را باید به عنوان بخشی از روشهای صحیح و درست مقابله با ریسک نامید.

سه شنبه 17 مهر 1397

مقدمه ای بر مدیریت ریسک، ارزیابی ریسک

سعی بر این است که ارزیابی ریسک و نقشی که مدیریت ریسک در جزوه وسیع ایفا می نماید بیان شود. بعد از ارائه جنبه ها، عوامل ارزیابی ریسک و مدیریت مطلب دیگری که ارائه خواهد شد روشهای ارزیابی ریسک است.

تا ۱۰ سال پیش، اکثریت قریب به اتفاق بازرگانان و همچنین بیمه گران و بیمه گران اتکاتی به مفهوم و کاربرد مدیریت ریسک آشنا نبوده یا لااقل مورد استفاده آنر نمی دانستند. ولی امروزه مجله ای در زمینه بیمه نیست که حاوی یک مقاله در مورد مدیریت ریسک نباشد، به طوری که مؤسسات بیمه به طور مرتب دعوتهای بی شماری برای شرکت در سمینارها و کنفرانسها در زمینه مدیریت ریسک دریافت می دارند.

کسانی که به نحوی با مباحث مدیریت ریسک و یا خواندن این گونه مقالات آشنایی دارند بدون شک می دانند که مفهوم، طبیعت و محتوای مدیریت ریسک به طور روشن و یکسان توسط مطالعه کنندگان درک نشده است. علاوه بر آن، امروزه بحثی در حال تکوین است که مدیریت ریسک را فقط منحصر به بیمه ندانسته و معتقدند که طیف گسترده ای را شامل می شود. تعریف و دامنه مدیریت ریسک را می توان به این شرح بیان نمود:

بر اساس یک نظریه، مدیریت ریسک در رسیدن به اهداف یک مؤسسه، مکمل وظایف اصلی مدیریت است تا بتواند با ظرفیت و تواناییهای کامل فعالیت نماید.


این تعریف جامع و وسیع مدیریت ریسک، شباهت بسیار نزدیک با تعریف و مفهم بازاریابی دارد، در حالی که وظایف بازاریابی، هماهنگی فعالیتها و تولید در رابطه با بازار و فروش را در بر می گیرد. مدیریت ریسک، هماهنگی و فعالیت امر تولید را در رابطه با پتانسیل ریسکهایی که سازمان با آن رو به رو می باشد مورد نظر قرار می دهد. طبق نظریه دیگری، مدیریت ریسک، چیزی جز مفهوم جدیدی از پیش گیری و کاهش خطر نیست. تعبیری که در رابطه با این تعریف وجود دارد این است که در حقیقت، تلاش اصلی برنامه های مدیریت ریسک، ارائه طریق برای نحوه پیش گیری از وقوع خطرات بوده و معمولا نقش اصلی در این برنامه، مختص به این گونه روشها می شود.

نظریه دیگری حاکی از آن است که مدیریت ریسک از بسیاری جهات رابطة نزدیکی با مدیریت بیمه دارد به این معنا که چون کارکنان شرکت بیمه با مسائل و مشکلات بیمه ای مواجه می باشند و غالبا در رابطه با مشکلات ایمنی یک موسسه قرار می گیرند بنابراین آنان را می توان مدیران ریسک به حساب آورد.

به طور خلاصه می توان گفت در تعریف ساده از مدیریت ریسک سه خصوصیت و وجود دارد که با استنباط و وسعت دید شخص نسبت به مدیریت بستگی دارد.


- به مفهوم کلی و جامع مدیریت ریسک با تمام ریسکهایی که یک شرکت با آن مواجه می باشد برخورد می نماید.

- به مفهوم محدودتر، کلمه مدیریت ریسک، فقط با ریسکهای خالص ایستا یا واقعی (ریسک خالص به ریسکهایی اطلاق می گردد که در آن فقط زبان با عدم زیان مطرح می شود مثل آتش سوزی) سروکار دارد و در این تعریف، ریسک سوداگرانه یا دینامیک (ریسک سوداگرانه به ریسکهایی اطلاق می شود که در آن زیان، عدم زیان و پاسود مطرح است مانند تجارت که به ریسک سوداگرانه معروف است) استثنا می شود.

به مفهوم خاص، کلمه مدیریت ریسک، محدود به ریسکهای قابل بیمه شدن است. طبق یک نظر، ریسکها را می توان به دو دسته تقسیم کرد و بین آنها قائل به تمیز شد. این دو گروه عبارتند از: ریسکهای عملیاتی و ریسکهای جانبی.

ریسکهای عملیاتی آن ریسک هایی هستند که رسیدن به اهداف اصلی سازمان را مواجه با مخاطره می نمایند و با فعالیت اصلی سازمان مرتبط می باشند. ریسکهای جانبی آن گونه ریسکهایی هستند که در حاشیه و پیرامون فعالیت اصلی سازمان قرار دارند.

صرف نظر از درک مفهوم مدیریت ریسک از دید وسیع کلمه و یا مفهوم محدود آن باید به طور ساده اظهار شود که اهداف تمام اظهارات و نقطه نظرها درباره مدیریت ریسک این است که چطور می شود آن را اداره نمود.

مراحل زیر در رابطه با مدیریت ریسک به طور مستقل از مفهوم ریسک قابل تشخیص می باشد:

شناسایی، ارزیابی، کنترل، اداره مالی؛ مقابله و اداره آن به وسیله اجتناب کردن، پیش گیری کردن، کاهش دادن، نگهداری انتقال، ترکیب و خنثی سازی.

قدم اول در مدیریت ریسک عبارت از ارزیابی صحیح و درست وضعیت و موقی ریسک است.

طبقه بندی وفهرست کردن درست خطرات به منظور اتخاذ تصمیمات سیستان مرتب برای اداره کردن آنها (ریسکها) می باشد.

این تصمیمات، اساس تهیه طرح و برنامه جهت انجام و اجرای روشهای مقابل ریسک است.

بیمه یکی از ابزار های ممکن برای مقابله با ریسک می باشد و بیمه و بیمه اتکایی روشهای انتقابل ریسک محسوب می گردند.

بیمه و بیمه اتکایی از ابزارهایی ضروری هستند تا ریسکهایی از طرف اشخاص حقیقی و حقوقی که مایل به نگهداری و تحمل آنها نمی باشند به بیمه گر منتقل شود بنابراین وظیفه بیمه و بیمه اتکایی را باید به عنوان بخشی از روشهای صحیح و درست مقابله با ریسک نامید.

دلیل این که چرا مدیریت ریسک، یکی از موضوعات قابل بحث و بررسی گردیده می تواند موارد زیر باشد:


یکی از دلایل عمده، مطمئنا افزایش رشد و آگاهیهای عمومی جامعه است که مردم با پیشرفت فناوری به خطراتی که از فن آوری پیچیده و در حال پیشرفت ناشی می گردد حساس شده اند. این خطرات بالقوه ناشی از پیشرفت فن آوری است و با اینکه برای مردم عادی قابل فهم و درک نیست، اندازه و میزان آنها نقش عمده ای در این زمینه داشته است. غیر از حوادث طبیعی فاجعه آمیز، خطرات صنعتی بزرگ نیز در این رابطه قابل ذکر میباشند.

همچنین میزان خسارات وارده گاهی آنچنان بالاست که تنها با هزینه کردن پول به سادگی قابل جبران نیست زیرا منابع طبیعی نه تنها نامحدود نیستند بلکه به سادگی نیز قابل جبران نمی باشند و سرانجام سیستم پیچیده مصرف کالا و خدمات در صورت بروز خطر، مسائل و مشکلاتی را برای تهیه کننده و تولید کننده به دنبال دارد و بالاخره بالا بودن سطح تقاضا در رابطه با مسئولیت مدیریت نیز از عوامل مؤثر در این مورد به شمار می آید.

رشد و پیشرفت در زمینه های مختلف اقتصادی، شرکتهای تولید کننده را مجبور نموده که برای حفظ منافع شرکت و نگهداری روند فعالیت و بالاخره موجودیست.

شرکت برای مقابله با خطراتی که حیات آنها را در مقابل نیل به اهداف خود تهدید می نماید برخورد جدی نمایند. فعالیت و موقعیت اقتصادی هر شرکت در سطح وسیعی همواره مورد تهاد یا است این مخاطرات ممکن است هم از بیرون سازمان و هم از درون آن باشد.

عوامل بیرونی شامل پیچیده تر شدن محیط اطراف و شرایط بازار نظیر حوادث طبیعی و خسارات وارد به اشخاص دیگر است.

تهدیدات درونی در رابطه با چهارچوب فعالیت و از رفتارهای سازمان ناشی می شود که خطرات ناشی از مسائل تکنیکی سازمان و نیروی انسانی فعال در سازمان را که بر علیه منافع شرکت عمل می نمایند شامل می شود.

بنابراین شرکت باید با ارزیابی دقیق چهار نوع تهدیدات اساسی که اشاره شسال روشهای برخورد با آنها را در جهت حمایت سازمان تدارک ببیند. اگرچه از بین بردن کامل و قطعی این گونه تهدیدات غیرممکن است ولی میتوان با اجرای صحیح و به کارگیری ابزارهای مدیریت ریسک، آنها را به حداقل ممکن رسانید که در اصطلاح مدیریت ریسک، به حداقل رساندن توصیف می شود.

بزرگترین امکان مقابله با تهدیدات برونی و درونی سازمان و ایجاد تأمین در مقابل خطرات آن است که این وظیفه را به عنوان یکی از وظایف غیرقابل تفکیک مدیریت سازمان قلمداد کنیم که این عمل، تعریف مدیریت ریسک به مفهوم وسیع کلمه نامیده می شود. البته در این زمینه لازم به یادآوری است که مدیریت سازمان این وظیفه را به عنوان یکی از وظایف اصلی خود از مدتها قبل حتی پیش از اینکه عنوان مدیریت ریسک به وجود بیابید و بحث درباره آن شروع شود انجام می داده و مسئولیت آن را به عهده داشته است. بعد از پیدایش عنوان مدیریت ریسک و تمرکز بحث و بررسی در مورد آن، حساسیت ها نسبت به وظایف ایجاد تأمین برای شرکت و برخورد سیستماتیک در مورد شناخت، اندازه گیری و روش مقابله با آن در رابطه با مدیریت سازمان ایجاد می شود.

رشد و پیشرفت ایده های مدیریت ریسک بدون شک اثرات عمده ای بر بیمه و بالنتیجه بیمه های اتکایی داشته است که آنها نیز به نوبه خود متقابلا دارای اثرات اجتماعی، اقتصادی، فن آوری و محیط زیستی بوده اند که باید مورد بررسی و مطالعه قرار گیرند.

یک سازمان با یک اهداف اقتصادی باید در نظر داشته باشد چه چیزی از نقطه زا مدیریت ریسک به نفع سازمان است. مثال: تأمین و حفاظت از خطرات بیرونی سازمان به مفهوم پوشش ویژه برای یک شرکت محسوب می شود. شرکتی که وظیفه اش ارائه خدمات می باشد در رابطه با فعالیتهای خود، هم زمان باید جوابگوی ادعای اشخاص دیگر با مشتریان باشد. وسایلی که در اجرای وظایف خود به کار می گیرد منشأ خطرات به شمار می آیند. همه این موارد، ریسکهایی هستند که شرکت باید برای اداره آنها چاره اندیشی نماید.

مسائل مالی نقش بسیار مهمی را در شرکتهای بزرگ در رابطه با مدیریت ریسک بازی می کند. اینکه آیا بیمه می تواند بخش مهمی از برنامه های مدیریت ریسک را به خود اختصاص دهد یا تا چه حد از آن می توان استفاده کرد و از نظر هزینه چگونه خواهد بود، باید مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد.

بیمه و بیمه اتکایی زمانی مطرح می شود که در مقابل آنها نگهداری ریسک با خودبیمه گری با استفاده از شرکتهای محصور مورد نظر باشد. در حقیقت هدف مدیریت ریسک، تجزیه و تحلیل موارد فوق است تا معلوم شود شرکت باید از چه ریسکهایی اجتناب کند و یا تا چه اندازه آنها را کاهش دهد، تا چه حدودی از آنها را نگه دارد و در چه زمینه هایی و تا چه حدودی ریسکها را به وسیله خودبیمه گری پوشش دهد و سرانجام چه میزان از ریسکهای شرکت را که خود توان نگهداری آنها را ندارد از طریق بیمه کردن به گردن بیمه گران مستقیم و بیمه گران اتکایی منتقل نماید و هزینه آنها (حق بیمه) چه قدر خواهد بود؟

حساسیت به حل مشکلاتی که مؤسسات در رابطه با خطراتی که با آنها رو به رو می باشند نیاز به بیمه را افزایش داده و ترکیبات جدیدی از انواع پوششهای بیمه ای را موجب شده است. شرکتهایی نیز وجود دارند که نه تنها هیچ ارتباط با بیمه ندارند و حتی با نقش آنها در ایفای وظایفی مانند ارائه مشاوره در مورد مدیریت ریسک و ارائه پوششهای متنوع، خصومت نیز می ورزند.


برای بیمه گران مستقیم و اتکایی لازم است که پیشرفتها و عقیده های نو و جدید در مدیریت ریسک را قدم به قدم دنبال کرده و حتی با ایده های عکس و مخالف آن نیز آشنا شده و در جریان قرار بگیرند.


موسسات بیمه برای نیل به این هدف و درک صحیح آنها از مدیریت ریسک باید موقعیت خود را ارزیابی کرده و با راهبرد مناسب، تصمیمات و روشهای مورد نظر خود را به اجرا درآورند. بخصوص شرکتهای بیمه باید مفهوم درست و صحیحی از مدیریت ریسک در اختیار مشتریان خود قرار داده و آنها را در رابطه با پوشش های مورد احتیاج خود آگاه سازند.

مدیریت ریسک، از بعضی جنبه ها مکمل بیمه بوده و در حقیقت کمک کننده به مشکلات موسسات بیمه است نه اینکه محدودیتی در حوزه فعالیت آنها به وجود بیاورد. در این مورد بهتر است توضیح بیشتری داده شود که از نظر اقتصاد مهر ریسکهایی را پوشش می دهد که علی رغم تمام پیش گیریها و مراقبتهای دقیق، غیر قابل جلوگیری باشند. (محتمل و اتفاقی از نظر تحقق خطر)

بیمه کردن ریسکهایی که وقوع خسارت و تحقق خطر در آنها حتمی است بر خلاف اهداف و منظور بیمه بوده و باید از طرف بیمه گر رد شده و پذیرفته نشوند چرا که این عمل برخلاف مفهوم عامل پیش گیری است.

به عبارت دیگر مدیریت ریسک، بیمه گران مستقیم و اتکایی را وادار می نماید که درباره وظیفه خود دقت کرده و در رابطه با قابل بیمه بودن و یا نبودن ریسک، حساس باشند.


به طور کلی ارزیابی منظم ریسک آن است که پس از بررسی مشخص شود مؤسسه با چه ریسکهایی رو به رو بوده و چه راه حل معقولی برای از بین بردن و یا کاهش آنها مناسب می باشد. از آن قسمت از ریسکهایی که مؤسسه را تهدید می نماید، کدام یک اقایل بیمه شدن است و با چه شرایطی باید آنها

را بیمه نمود؟ موضوع بسیار حساسی که وجود دارد و در مورد تمام ریسکها صادق می باشد و باید بدانها توجه کافی مبذول داشت، پیش گیری از وقوع خطر (ریسک) است. آگاهی از پیش گیری خطر، خود عاملی در کاهش احتمال وقوع آن و پیشرفتی در کاهش خطرات می باشد.

علاوه بر مطالب فوق الذکر، انتقال بخشی از ریسک بر دوش بیمه گذار و مشارکت او در جبران زیان وارده که به آن کسورات اطلاق می شود بیمه گذار را وادار می کند که مواظب بوده و از ریسک مورد بیمه مراقبت و پیش گیری های لازم را به عمل آورد زیرا در صورت تحقق خطر و وقوع خسارت باید بخشی از زیان وارده را خود جبران کنند که در اصطلاح بیمه ای آن را خود بیمه گری نیز می گویند و این عمل نیز عاملی برای بهبود ریسک است.

با کمی تأمل در موارد فوق بهتر است تا روش مقابله و برخورد با ریسک رات به قلم بررسی نهایی برای اتخاذ هرگونه تصمیمی در مورد اداره ریسک و برخورد با آن اول باید خطر شناسایی شده و سپس ارزیابی با اندازه گیری شود زیرا فقا در صورت شناسایی ریسک و اثرات آن می توان تصمیم گرفت که چگونه باید آن اداره نمود. اداره کردن ریسک، موضوع بحث مدیریت ریسک است. انتقال ریسک به دیگران نقش مهمی در این زمینه داشته و بیمه نمودن یعنی انتقال بار مالی زیانهای ناشی از وقوع ریسک به بیمه گر، یک روش سنتی اداره ریسک می باشد و بیمه اتکایی روش انتقال ریسک از بیمه گر اولیه (بیمه گر واگذارنده و یا بیمه گر واگذارنده مجدد) به دوش بیمه گر اتکایی است.

بنابر این از نقطه نظر مفهوم مدیریت ریسک، صرف نظر از تعریف آن به مفهوم وسیع و یا به مفهوم خاص کلمه، بیمه و بیمه اتکایی، سهم مهمی از مدیریت ریسک را به خود اختصاص می دهد. اعم از اینکه چه بخشی بیمه شود یا چه سهمی را بیمه گر مستقیم یا بیمه گر اتکایی به حساب خود نگه دارد (این موضوع بستگی به بیمه گر دارد که موقعیت خود را ارزیابی کرده تا تصمیم بگیرد چه سیاستی را دنبال نماید) با استفاده از مفهوم مدیریت ریسک مؤسسه بیمه می تواند با شناسایی ریسک شروع کرده و آن را ارزیابی و اندازه گیری نموده و سرانجام بتواند روش اداره آن را با برنامه ریزی به مورد اجرا گذارد.

خلاصه:

مدیریت ریسک به مفهوم خاص کلمه محدود به ریسکهای قابل بیمه شدن است که بر اساس تأثیر آنها بر فعالیت یک شرکت به دو گروه به شرح زیر تقسیم می شوند:

-        ریسکهای عملیاتی

این نوع ریسک از فعالیت تخصصی و اهداف اصلی شرکت ناشی می شود.

-        ریسکهای جانبی

خطرات غیر مستقیمی است که در حاشیه فعالیت شرکت مطرح بوده و مستقیما ناشی از فعالیت اصلی موسسه نمی باشد.

مدیریت ریسک به مفهوم عام کلمه عبارت است از ارزیابی صحیح و دقیق از ریسک، از طریق جمع آوری خطرات طبقه بندی شده به منظور تصمیم گیری سیستماتیک کلیات و برای تجزیه و تحلیل و ارزیابی ریسک. این تصمیمات، اساس برنامه ریزی مدیریت سک جهت اقدامات مقتضی برای شیوه مقابله با ریسک است.

دلایلی که باعث شده مدیریت ریسک به عنوان یک موضوع، مطرح و مورد بحث و بررسی قرار گیرد:

-        افزایش خطرات بالقوه ای که ناشی از فن آوری پیچیده است.

-        خسارتهای غیر قابل جبران به محیط اطراف و انسان.

-        محدودیت منابع طبیعی .

-        از بین رفتن ارزشهایی که قابل جایگزینی با پول نیستند.

-        تغییر الگوی مصرف، یعنی اینکه اهمیت عادت به مصرف کالاها و خدمات از نظر تهیه کننده که در صورت وقفه در تولید و ارائه خدمات ناشی از وقوع خطر، مصرف کننده، کالا یا خدمات تولید کننده دیگری را جایگزین آن خواهد کرد.

-        افزایش تقاضا در رابطه با مسئولیت مدیر.

-       شرایط دشوار اوضاع اقتصادی.

 امکان تأثیر بر بیمه گران مستقیم و اتکایی

-        مشکلاتی در رابطه با سهم نگهداری ها.

-        نحوه به کار گیری عوامل پیشگیری کننده در تعیین نرخ.

-        خودبیمه گری توسط شرکتهای بیمه محصور.

-        افزایش نیازهای بیمه ای.

-        مشکلات جدید انواع پوششهای بیمه ای و پوششهای مرکب

 

برگرفته از کتاب : "بیمه اموال و مسئولیت"

تالیف: " آیت کریمی"

 

 

خبر نامه سایت پاکت

برای عضویت در خبرنامه پاکت و دریافت جدیدترین مطالب، ایمیل خود را وارد کنید